خورشاه بن قباد الحسينى

179

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

آورد . چون شاهزادهء عالى مقدار با عساكر نصرت‌شعار به نزديك آن حصار رسيدند ، اسكندر [ پاشا ] « 1 » را عرق حميّت به حركت درآمده با سپاه بسيار بيرون آمد و چون به مقابلهء اعدا رسيد و نظرش بر فوج عساكر نصرت‌شعار افتاد اركان تمكّنش متزلزل شده بىاستعمال سيف و سنان عنان يكران را از معركه برگردانيده باز به درون حصار شد . شعر نياورد چون تاب آن رستخيز * فرس راند در تنگناى گريز تهى كرد پهلو ز ميدان جنگ * كه روبه نباشد حريف پلنگ چون اسكندرپاشا كه همواره دعوى جلادت و بهادرى مىنمود در اين وقت غبار بىغيرتى را بر فرق نام و ننگ خود بيخته و آبروى حميّت و مردى را بر خاك هوان و مذلّت ريخته عنان يكران از معركهء مردان برگردانيد و پناه به حصار برد ؛ حضرت شاه عاليشأن از آن مكان كوچ فرموده به طرف نخجوان توجّه فرمود و محمود بيك حاكم بيغا « 2 » كه در جنگ ارض روم به دست عساكر نصرت اعتلا گرفتار شده بود ، در اين ولا منظور نظر عاطفت و احسان شاهى شده كيفيّت فتنه‌انگيزى و خونريزى اسكندرپاشا را به قلم « 3 » درآورده مصحوب مشار اليه به درگاه خواندگار فرستادند . و در همان ايّام كتابات خاصگى كه حليلهء جليلهء خواندگار است و دختر خواندگار نزد حضرت بلقيس مكانى خديجة الزمانى شاهزاده سلطانم كه همشيرهء حضرت شاه خلافت‌پناه بود ، [ آمد ] « 4 » و كتابت رستم پاشا نيز به نزد امرا آمد « 5 » . مضامين كتابات مذكور آنكه ، شما آدم معتبر خود به درگاه خواندگار بفرستيد كه ما به ميان درآمده از صلح و صلاح سخن بگوييم « 6 » و بساط فتنه و نزاع كه گسترده « 7 » شده درهم نورديم . امرا بر حسب اشارت عليّه ، سيّد شمس الدين را به رسم ايلچيگرى به طرف روم فرستادند . بعد از چندگاه سيادت پناه مومى اليه بىنيل مطلوب معاودت نمود و كتابتى كه خواندگار در جواب نوشته بود مضمون آن بود

--> ( 1 ) . ب و ت : ندارد . ( 2 ) . تذكرهء شاه طهماسب ، ص 65 : « ايغار » . ( 3 ) . ب : قليم . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . اصل نامه در بايگانى توپ قاپوسراى نگهدارى مىشود . ( 6 ) . ب : بگويم . ( 7 ) . ت : كرده .